Monday, 27 October 2008

Nantes

بعد هفت ساعت و نیم قطارسوار و معطلی در ایستگاه رسیده ام نانت و صاف آمدم هتل. می خواست شبی پنج یورو اینترنت به م قالب کند که گفتم باشه بعدا و الان به لطف دستگاه اینترنت دزدی ام وصل شده ام. نانت شهر قشنگی است. رفتم یک دوری زدم و مردم ـ جوان‌ها ـ تا نیمه شب بیرون بودند و شهر زنده بود به قولی.

این را بگویم توی دلم نماند: من از بیشترین چیزی که در هتل‌ها بدم می آید این است که پتو و ملافه و روکش را تا جایی که می توانند می کنند زیر تشک. هیچ وقت نشده که مثل آدم آزاد ولش کنند، که آدمی به لنگ درازی من بعد از شکست در ور رفتن و زورآوردن درجا مجبورنشود بلند شود و اساسی ملافه ها را آزاد کند. اه. تازه فردا هم همین برنامه است. کاش می‌شد این را هم به باقی آپشن‌های اتاق را تمیزکردن، حوله را عوض کردن و غیره اضافه کرد.

 

1 comment:

یک وحید said...

خوبه اون دستگاه اینترنت دزدیت هنوز کار می کنه