Friday, 10 August 2007

وکانس

عجب تعطلیلات کشنده‌ای شده. شهر آرام و خالی از بیش‌تر ساکنانش و کامپوس سوت و کور و متروک. همه رفته‌اند، از استادهای بزرگ تا منشی‌های معمولی. پنج‌هفته مرخصی قانونی خیلی به این مردم ساخته، غیر تعطیلات فراوان بین سال. من و بانو یک سفر کوتاه رفتیم و برگشتیم که از دست‌آوردهای آن باید به مهمان‌های عزیزی که بین راه به چنگ آوردیم اشاره کرد.

این روزها هم دوباره هم‌کار شده‌ایم. صبح‌ها می‌آییم لابو و درس می‌خوانیم و کار می‌کنیم تا شب. کیه که قدر بداند؟
دو هفته دیگر مانده به بازگشت مردم. احساس عجیبی دارم، مثل آن وقت‌هایی که تابستان‌ها دانشگاه می‌ماندم، خالی و خلوت، انگار که تملکم به همه چیز بیش‌تر می‌شد. فکر می‌کنم دوباره مه همه پیدایشان شود، در عوض زندگی‌ای که به همه چیز می‌بخشند این آرامش و حس مالکیت را دود هوا می‌کنند.

از شهرداری نامه آمده که بیایید کارت اقامتتان را تغییر بدهید. واقعا نقطه‌ی ضعف خوبی گیر آورده‌اند. خوب است که خدا از روش این‌ها استفاده نمی‌کند که دائم آدم را تهدید به گرفتن کارت اقامت در دنیایش کند. هر سال هم مجبور نیستی بروی مدرک نشان بدهی که که یک سال برایت تمدیدش کند. تازه، اگر دو تا کارت اقامت داشته باشی، می‌توانی یک دعوت‌نامه بفرستی برای یک کس دیگر و … فقط می‌ماند که آن طرف سند و مدرک ازش بگیرند و ویزا بدهند و … بالاخره مراحل و شرایط خاص خودش را دارد دیگر.

ولی اصولا خیلی ژانتی تر از این حرف‌هاست. نیست؟

4 comments:

Mitra said...

kolli khoshbehaletun:)

این روزها هم دوباره هم‌کار شده‌ایم.
صبح‌ها می‌آییم لابو و درس می‌خوانیم و کار می‌کنیم تا شب. کیه که قدر بداند؟

Anonymous said...

سلام من قبلا این سوال را ازتون پرسیده بودم ولی شما گویا ایمیل می خواستید. چه طور می شه گرنت برای دکتری از فرانسه گرفت؟ چه اقداماتی باید انجام داد؟f_ramezani@math.iut.ac.ir

اینجایی said...

خوش به حال دوست فرانسه نشین.

rahi said...

آقا یا خانم رمضانی
عرض کنم که اولا اسمش بورس است، دوما این طور است که استادها پروژه هایی دارند که این بورس همراهش هست، در نتیجه باید استادی را پیدا کرد که قبول کند تو بهترین آدم دنیا برای انجام این کاری (بسیار شبیه همان توهم نسبی ای است که موقع ازدواج رخ مبدهد)و به این ترتیب شما می شوید دانشجوی دکترا.
یک بار درباره انواع بورس ها نوشته بودم، نه؟