Wednesday, 26 September 2007

همین حرف ها

هر روز صبح که می‌رسم محل کارم ذوق نوشتن دارم. اگر شانس بیاورم که صفحه‌ی اخباری از دیروز باز نباشد که حالم را بگیرد، که معمولا هست. بعضی روزها هم نامه می‌نویسم، به آشناهای قدیمی. معمولا کسی جوابم را نمی‌دهد، می‌دانم. همه سرشان شلوغ است، ایران یادته که وضع کارها چه‌طور بود؟ همون طوریه هیچ‌چی عوض نشده. گاهی وقت‌ها هم وب‌لاگ می‌خوانم. اول چندنفری که پای ثابت اند، بعد اگر وقت و حوصله ماند سرکی به بقیه. چه حرف تازه‌ای هست مگر؟

منشی این‌جا (دانشگاه دلفت) بعد سه هفته از روزی که گفته بود شماره کارمندی و کارت و باقی مدارکتان سه‌چهار روز دیگر آماده می‌شود دی‌روز آمده بود پی‌ام. «من کارهایت را پی‌گیری کرده‌ام، مشکلی در کار است. اداره نیروی انسانی گفته که پس مدارک مربوط به ویزا و اجازه‌ی کار و این‌ها کجاست؟ باید برگردی ایران. ما این‌جا برایت درخواست می‌دهیم و آن‌جا سفارت هلند بهت جواب می‌دهد. باید بدانی که ماجرا معمولا شش تا هشت ماه طول می‌کشد و البته ممکن است که جواب مثبت نباشد. راستی یک سوال : تو چه طوری وارد هلند شدی؟»

ـ با قطار. سرم را انداختم پایین و آمدم. کسی هم کاری نداشت. مگر باید چه کار می‌کردم؟

«پسر، تو نمی‌دانی ایرانی بودن چه در دردسری دارد. برای دوستت که امسال آمده ما یک سال قبلش تقاضا دادیم و شش‌ماه طول کشید. تازه من کلی مدرک امضا کردم که او نمی‌خواهد در زمینه‌ی ساخت سلاح اتمی کار کند. بعد تو سرت را انداختی پایین و آمدی؟»

فردا قرار است من و استاد مشاور و مسوول نیروی انسانی این دانشکده برویم جلسه خدمت بخش نیروی انسانی دانشگاه. به شدت یاد روزهایی افتاده‌ام که رفته بودم پالایشگاه و مسوول واحدی که قرار بود برایش کار کنم بردم اداره‌ی نیروی انسانی برای قرارداد و این حرف‌ها و توی طبقه‌ی دوم آن ساختمان نفرت انگیز، من از احساس این که می‌خواهد من را به یک بهانه‌ای بیرون کنند داشتم خفه می‌شد. یادم است آقاهه گفت که باید بروی عدم سو سابقه بیاوری.

آقای نامجو، این‌ها را هم اضافه کن ته جبر جغرافیاییت.

4 comments:

M.E. said...
This comment has been removed by the author.
M.E. said...

سلام دوست گرام

ان شاء الله همه چیزی به خیر و خوشی حل می شه فردا. شرمنده که از دعا چیزی بیشتر از دست من ایرانی تو فرنگ کاری بر نمیاد، این جبر یخه ما رام گرفته...

فعلا خداحافظ

یک‌وحید said...

چه شد رفیق نگران شدبم. رخصت بدی حالشو می‌گیریم

Anonymous said...

باید اول قوانین رو چک می کردی. کسایی که ملیت اروپایی دارن (یا بعضی کشور های خاص) میتونن همینجوری برن هرجای اروپا که خواستن اقامت کنن! بالاخره باید یه فرقی باشه دیگه... مخصوصا واسه ما ایرانیا دیگه قضیه حساستر هم هست!!